آئودی با رونمایی غافلگیرکننده از مدل «نوولاری» (Nuvolari) — جانشین پرابهت خودروی نمادین R8 — همه نگاهها را به خود خیره کرد. این ابرخودروی پرچمدار جدید، پلتفرم و پیشرانه قدرتمند هشت سیلندر (V8) پلاگین هیبریدی خود را با لامبورگینی تمه راریو (Temerario) به اشتراک میگذارد؛ موضوعی که نشان میدهد این دو خودرو در زیر پوسته خود، پیوند خونی بسیار نزدیکی دارند.

با این حال، هرچند که چیدمان هیبریدی ۱۰۰۱ اسب بخاری نوولاری و ساختار فیبرکربنی سبکوزن آن، مهندسی مشترکشان را لو میدهد، اما آئودی و لامبورگینی در بخش طراحی دو مسیر کاملاً متفاوت را در پیش گرفتهاند. اگر آنها را کنار هم بگذارید، با دو فلسفه طراحی کاملاً متمایز روبهرو میشوید. با اِروموتورز همراه باشید.
طراحی نمای جلو
در نمای جلو، لامبورگینی با مدل تمه راریو تمام توان خود را روی ایجاد یک چهره تهاجمی متمرکز کرده است؛ زوایای تیز، دماغه رو به پایین و چراغهای روز (دیلایت) ششضلعی که امضای این برند است، ظاهری به شدت خشن و ستیزهجو به آن بخشیده است. همه چیز در نمای جلوی این خودرو به شکلی طراحی شده که پیست مسابقه را تداعی کند.
در مقابل، آئودی رویکردی پختهتر و باوقارتر را در نوولاری پیاده کرده است. جلوپنجره مشهور این شرکت (Singleframe) به صورت پهن و با ارتفاعی کم بین چراغهای باریک و مدرن جلو قرار گرفته و ظاهری تمیزتر و پیچیدهتر خلق کرده است.
ورودیهای بزرگ هوا، وظیفه خنککاری موتور V8 هیبریدی را به خوبی انجام میدهند، اما به جای اینکه بر نمای جلو مسلط شوند، به زیبایی در دل بدنه ادغام شدهاند. در حالیکه لامبورگینی شبیه به شکارچی آماده حمله به نظر میرسد، آئودی حسی از اعتمادبهنفس خونسرد و مبتنی بر فناوریهای پیشرفته را ساطع میکند.
نمای جانبی و خطوط حجمدهنده
پلتفرم مشترک این دو خودرو در نمای جانبی، بهویژه در تناسبات کابین و چیدمان موتورِ وسط (Mid-Engine)، بیش از هر جای دیگری خود را نشان میدهد. با این حال، فراتر از این ساختار کلی، شباهتها به سرعت کمرنگ میشوند.
لامبورگینی با خطوط تیز، رکابهای جانبی تهاجمی و کانالهای عمیق عبور هوا که در بدنه تراشیده شدهاند، بر جنبههای دراماتیک خودرو تاکید میکند. هر خط هم کارکرد آیرودینامیکی دارد و هم جلوه بصری؛ امری که حتی در زمان توقف کامل خودرو نیز حس پویایی و تنش را القا میکند.
از سوی دیگر، آئودی به شدت به اصالت و تاریخچه خود تکیه کرده است. پنل جانبی متمایز و متضاد (Side blade)، ادای احترام واضحی به مدل افسانهای R8 اولیه است و بلافاصله نوولاری را به یکی از نمادینترین طرحهای این برند پیوند میزند. ویژگی برجسته دیگر، نبود شیشه عقب است؛ آئودی به جای آن از ورودیهای هوای فلزی و حجمدادهشدهای استفاده کرده که هم کاربردی هستند و هم از نظر بصری فوقالعاده جذابند.
طراحی نمای عقب
نمای عقب تمه راریو تماماً نشاندهنده یک ابهت سرکش است. بخشی از لاستیکهای پهن عقب خودرو همچنان قابل مشاهده است که به آن ظاهری خام و الهامگرفته از خودروهای مسابقهای میدهد. نوولاری مسیر کاملاً برعکسی را طی کرده است. یک نوار نوری باریک که کل عرض خودرو را پوشانده، نمای عقب را تعریف میکند؛ خطی که در عین حفظ ظاهری تمیز و آیندهنگرانه، بر پهنای ساختار خودرو تاکید دارد.
آئودی به جای استفاده از یک باله (وینگ) عقب ثابت، از قطعات آیرودینامیک فعال بهره میبرد که تا زمان نیاز، پنهان باقی میمانند. خروجیهای غولپیکر سیستم خنککننده بر نمای عقب مسلط هستند و تعادلی میان کارایی و طراحی برقرار کردهاند.
تنها جزئیاتی که هر دو خودرو در آن مشترک هستند، خروجی اگزوز مرکزی است که در ارتفاع بالا نصب شده؛ اگرچه لامبورگینی از شکل ششضلعی معروف خود استفاده کرده، در حالی که آئودی طرح بیضیشکل و تمیزتری را ترجیح داده است.
طراحی داخلی
تفاوتها در داخل کابین نیز ادامه دارد. لامبورگینی با کابینی که گویی از جتهای جنگنده الهام گرفته شده، به راننده خوشآمد میگوید. المانهای طراحی ششضلعی، دوختهای متضاد جسورانه و دکمه استارت قرمز رنگ و ضامندار معروف این برند، فضایی را خلق کردهاند که حتی قبل از روشن شدن موتور، هیجان را به اوج میرساند.
کابین آئودی بسیار خویشتندارانهتر طراحی شده است. مواد باکیفیت و لوکسی مانند چرم، آلکانتارا و فیبر کربن مات با چیدمانی تمیز و فناوریمحور ترکیب شدهاند.
با کاهش دکمههای فیزیکی و ادغام بینقص نمایشگرها در داشبورد، فضای داخلی مدرن، دقیق و برای یک ابرخودروی ۱۰۰۱ اسب بخاری، به طرز شگفتآوری آرامشبخش است. این کابین تعادل فوقالعادهای میان راحتی دیجیتال و یک تجربه رانندگی متمرکز ایجاد کرده است.
دو طراحی متفاوت، یک پلتفرم شاهکار
نوولاری و تمه راریو نمونهای ایدهآل از این هستند که چگونه طراحی میتواند برداشت و ذهنیت ما را از یک فناوری مشترک، کاملاً دگرگون کند.
لامبورگینی از استایل دراماتیک و سطوح تیز برای تقویت شخصیت تهاجمی تمهراریو استفاده میکند تا ورود خود را به عصر پس از موتورهای V10 جشن بگیرد. از سوی دیگر، آئودی تفسیری ظریفتر و مجللتر ارائه میدهد؛ تفسیری که ضمن الهام گرفتن از R8 اصلی، کدهای طراحی برخی از تحسینشدهترین خودروهای مفهومی (کانسپت) این برند را نیز در خود جای داده است.

همچنین باید آئودی را تحسین کرد که چنین طراحی جسورانهای را با کمترین تغییر و سازش به خط تولید رسانده است، حتی اگر بدانیم تولید نوولاری تنها به ۴۹۹ دستگاه محدود خواهد بود.

این دو ابرخودرو علیرغم داشتن بنیان مهندسی یکسان، دو گروه کاملاً متفاوت از مخاطبان را هدف قرار دادهاند. لامبورگینی پرصدا، نمایشی و بدون هیچ ابایی، برونگراست. آئودی اما متینتر و باوقارتر است و عملکرد فنی خارقالعاده را با طراحی ماندگار و پیوندی عمیق با اصالت خود ترکیب کرده است.
منبع: Motor1










