به نظر میرسد انقلاب آرام خودروهای الکتریکی که شاهد آن هستیم، دستخوش یک بازی پیچیده و ظاهری از سوی شرکتها شده است. روی کاغذ، همهچیز فوقالعاده به نظر میرسد. در بازار آلمان—که به عنوان شاخص صنعت خودروی اروپا شناخته میشود—سهم بازار خودروهای برقی باتریدار تا پایان سال ۲۰۲۵ به ۱۹.۱ درصد رسید و پس از آنکه دولت بهطور غیرمنتظرهای یارانههای خریداران را قطع کرد، بازگشت و بازیابی خیرهکنندهای داشت. اما اگر با این انتظار وارد نمایشگاه شوید که یک خودروی برقی ساده و ارزانقیمت شهری پیدا کنید، با واقعیت تلخی مواجه خواهید شد.
واقعیت شوکهکننده، شکاف عمیق میان هزینه ساخت یک خودروی برقی و مبلغی است که صنعت صنعت خودرو واقعاً از شما میخواهد بپردازید. نگاهی به دادههای بازار بین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ نشان میدهد که قیمت مدلهای برقی بهطور مجزا و با احتساب تورم، با کاهشِ امیدوارکننده ۱۸ درصدی همراه بوده است. جالب اینجاست که قیمت واقعی خودروهای سنتی با موتور درونسوز افزایش ۲ درصدی را تجربه کردهاند. با این حال، اگر به تصویر بزرگتر نگاه کنید، میانه (میانه آماری) قیمت خودروهای برقی در نمایشگاهها اصلاً کاهش نیافته است؛ بلکه با رشدی ۴۲ درصدی، از ۳۸,۰۰۰ یورو در سال ۲۰۲۰ به رقم کمرشکن ۵۴,۰۰۰ یورو در سال ۲۰۲۵ رسیده است.

خودروسازان چگونه دست به چنین جادوی مالی زدهاند؟ پاسخ ساده است: آنها قواعد بازی را تغییر دادند. آنها به جای ساخت هاچبکهای ارزانقیمت و کاربردی برای رفتوآمدهای روزمره، بازار را از خودروهای سنگین، شاسیبلند و لوکس پر کردند. تعداد مدلهای برقی عرضهشده در آلمان از ۳۸ مدل در سال ۲۰۲۰ به رقم خیرهکننده ۱۵۹ مدل در سال ۲۰۲۵ رسید؛ در حالیکه گزینههای بنزینی و دیزلی به ۱۹۴ مدل کاهش یافت. اما اصل ماجرا اینجاست: ۷۳ درصد از این خودروهای برقی جدید فقط به بخشهای متوسط، متوسطِ پایین و متوسطِ بالا اختصاص دارند. این صنعت تنها در پنج سال، عرضه مدلهای سایز متوسط را از ۱۶ به ۱۱۶ مدل رساند و خریداران کمدرآمد را کاملاً نادیده گرفت.
اگر به دنبال یک هاچبک کامپکت شهری یا خودرویی برای رفتوآمدهای روزانه باشید، گزینههای بسیار محدودی پیش رو دارید. بخش خودروهای برقی کوچک و مینی در مجموع تا سال ۲۰۲۵ تنها ۱۴ درصد از کل عرضه بازار را تشکيل میدادند. این موضوع یک بیتوجهی اتفاقی نیست، بلکه یک تغییر استراتژی کاملاً حسابشده و سرد است. خودروسازان دریافتند که میتوانند سود بسیار بیشتری از کراساورهای غولپیکر به دست آورند تا از خودروهای کوچک شهری. آنها خریداران اقتصادی را به حال خود رها کردند و ترجیح دادند به دنبال ناوگانهای شرکتی ثروتمند و خریداران ممتازی بروند که از قیمتهای پنجرقمی بالا خم به ابرو نمیآورند.

این طمع ساختاری زمانی کاملاً واضح میشود که به هزینههای تولید باتری نگاه کنیم. در همان بازه پنجساله، میانگین قیمت جهانی باتری با احتساب تورم بین ۳۵ تا ۳۷ درصد سقوط کرد که معادل کاهش سالانه ۸.۶ تا ۸.۸ درصدی است (بدون احتساب تورم، این کاهش بین ۲۱ تا ۲۴ درصد بود). منطق حکم میکند وقتی گرانترین قطعه خودرو بیش از یکسوم ارزانتر میشود، خودِ خودرو نیز باید ارزانتر شود. اما مدیران شرکتها تصمیم گرفتند این دستاوردهای تولیدی را به حساب بانکی مشتریان منتقل نکنند.
تمام این پولهای صرفهجوییشده کجا رفت؟! آنها این سرمایه را دوباره خرج بزرگتر کردن خودروها کردند؛ عمدتاً با جا دادن باتریهای بزرگتر در کف خودرو تا بتوانند به افزایش ۳۰ درصدی میانگین پیمایش ادعایی افتخار کنند، یا از آن برای جبران هزینههای اولیه تحقیق و توسعه استفاده کردند. آنها مقرونبهصرفه بودن واقعی را فدای تبلیغات و اعداد و ارقام روی کاغذ کردند. به عنوان منتقدی که هفته به هفته پشت این خودروها مینشیند، میتوانم به شما بگویم که رقم بالای پیمایش روی بروشور بسیار زیبا به نظر میرسد، اما به رانندهای که فقط به یک خودروی چابک برای عبور از خیابانهای تنگ شهری نیاز دارد و نمیخواهد زیر بار وامهای سنگین برود، هیچ کمکی نمیکند.

برای درک ابعاد فیزیکی این وسواس به کراساورهای سایز متوسط، کافی است به خودروهایی نگاه کنیم که در صدر جدول فروش آلمان قرار دارند. اگر خودروی همهجاحاضرِ فولکسواگن ID.4 را انتخاب کنید، رانندگی ماشین طول ۴,۵۸۴ میلیمتر را بر عهده دارید. اگر سراغ رقیب اصلی آمریکایی آن یعنی تسلا مدل Y بروید، با طول ۴,۷۹۰ میلیمتر ابعاد بزرگتری را کنترل میکنید. اگر سلیقه شما به سمت طراحیهای مدرن با ظاهر کلاسیک میرود، هیوندای آیونیک ۵ ۴,۶۵۵ میلیمتری نیاز دارد. هیچکدام از این خودروها کوچک نیستند و هیچکدام نماینده آن آینده سبکوزن و فوقالعاده کارآمدی نیستند که به ما وعده داده شده بود؛ آنها خودروهای خانوادگی جاداری هستند که بخش زیادی از فضای خیابان را اشغال میکنند.
در همین حال، بازار خودروهای سنتی با موتور درونسوز بازی متفاوت و تا حدی تنبیهی را پیش گرفته است. قیمتهای رسمی خودروهای بنزینی و دیزلی بین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ حدود ۲۴ درصد رشد داشته است. میانه قیمت رسمی یک خودرو با موتور درونسوز از ۴۱,۰۰۰ یورو به ۴۶,۰۰۰ یورو رسیده است. به نظر میرسد صنعت خودروهای سنتی به آرامی در حال فشار آوردن به خریداران قدیمی است؛ آنها خرید خودروهای بنزینی و دیزلی نو را گرانتر میکنند تا خریداران را به سمت بخش برقی هدایت کنند، بخشی که خود به صورت سیستماتیک گزینههای ارزانقیمت و اقتصادیاش را حذف کرده است.

همانطور که میبینیم، گذار بزرگ به سمت خودروهای برقی بیشتر از آنکه یک انقلاب مردمی و همگانی باشد، به یک بازسازی لوکس و گرانقیمت تبدیل شده است. مهندسی این خودروها بدون شک بالغتر شده، گزینهها چهار برابر شدهاند و خود خودروها به ماشینهایی پیچیده با پیمایش عالی تبدیل شدهاند. اما تولیدکنندگان با عدم انتقال مستقیم کاهش هزینه باتریها به مشتریان، فرصت جذب بازار انبوه واقعی را در همان مراحل اولیه از دست دادند. در نهایت، ما ماندهایم و مجموعهای درخشان از شگفتیهای برقی مدرن و سایز متوسط که دسترسی به آنها برای یک راننده معمولی کاملاً دور از انتظار است.
منبع: Arenaev
