این روزها داشبورد دیجیتال رسماً کنترل خودرو را به دست گرفته است. هنوز زمانی را به یاد داریم که هیجان واقعی داخل یک کابین جدید، صدای کلیک سنگین و مکانیکی یک دکمه لمسی/فیزیکی یا مقاومت نرم و روان یک پیچ تنظیم صدای آلومینیومیِ باکیفیت بود. بله، اعتراف به این موضوع به بسیاری از افراد حس پیری میدهد! متأسفانه آن روزهای ساده و وابسته به سختافزار در حال پیوستن به تاریخ خودروسازی هستند؛ چراکه خودروسازان جهانی با یک واقعیت تلخ روبهرو شدهاند: یا خود را با عصر دیجیتال وفق دهند، یا از گردونه رقابت حذف شوند.
گروه هیوندای موتور تازهترین غول خودروسازی است که پا به دنیای عمیق نرمافزار گذاشته و رسماً از پلتفرم نسل جدید خود با نام Pleos Connect رونمایی کرده است. این سیستم که تحت مدیریت بخش نرمافزار جهانی این شرکت (42dot) توسعه یافته، بسیار فراتر از یک تغییر ظاهری یا جابهجایی ساده ایستگاههای رادیویی است. این یک اعلام استقلال دیجیتالی تمامعیار است که از پایه بر روی سیستمعامل Android Automotive ساخته شده و (ظاهراً) طراحی شده تا نحوه تعامل ما با خودروهایمان را به کلی تغییر دهد.

نگاهی دقیقتر به رابط کاربری (UX) نشان میدهد که Pleos کمتر شبیه منوهای سنتی خودرو و بیشتر شبیه به گوشیهای هوشمند پرچمداری است که در جیب دارید. این سیستم تمام رابط کاربری را به یک زیستبوم (اکوسیستم) مبتنی بر اپلیکیشن تبدیل میکند که با صفحه اصلی قابل شخصیسازی و فروشگاهی کامل از قابلیتهای قابل دانلود همراه است.
در خصوص هیوندای و کیا، فضای داخلی کابین بسیار وسیع است و نمایشگرهای مرکزی ۱۲.۹ اینچی یا ۱۴.۶ اینچی در کنار صفحه کیلومترهای دیجیتالی و شفاف (سفارشی) بر آن حکمرانی میکنند. این استراتژیِ “اولیت با موبایل”، مستقیماً به جدیدترین دغدغه دنیای خودرو یعنی بازار «قابلیتهای درخواستی روی نمایشگر» (FoD) خوراک میدهد؛ جایی که میتوان ویژگیهای جدید را در لحظه به خودرو اضافه کرد. بله — مفهوم بازارچه یعنی اشتراکهای پولی، و هیوندای اولین شرکتی نیست که این روش را امتحان میکند. همه ما خوب میدانیم آخرین باری که بامو این روش را امتحان کرد چه اتفاقی افتاد!

نگین پادشاهی این شهربازی دیجیتالی جدید، هوش مصنوعی Gleo AI است. این دستیار صوتی مبتنی بر مدلهای زبانی بزرگ، دستورات صوتی خشک و ازپیشبرنامهریزیشده را کنار میگذارد و در عوض از مکالمات شما یاد میگیرد و با تطبیق موقعیت مکانی، شرایط رانندگی و حتی اخبار، اطلاعات را با زمانبندی دقیق و گاه شگفتانگیزی در اختیارتان میگذارد.
کرهایها به جای محصور کردن این فناوری در مدلهای بسیار خاص، کمتیراژ و با قیمتهای نجومی، دست به یک هجوم همهجانبه در مدلهای پرتیراژ زدهاند. آنها در ابتدا با سدان پرچمدار و مجلل خود، یعنی گرنجور جدید (Grandeur)، بازار خرد را در کره جنوبی آزمودند. پاسخ بازار قاطعانه بود؛ خریداران تنها در همان ماه اول بیش از ۱۰,۰۰۰ دستگاه از آن را روی هوا زدند — که رشد فروش ۸۰ درصدی را نسبت به ژوئن ۲۰۲۵ نشان میداد.

با اثبات موفقیت این طرح، هیوندای اکنون در حال پیادهسازی Pleos روی خودروهای خانوادگی بازار انبوه است. تا سه ماهه چهارم سال، مدلهای بازطراحیشده آوانته (النترا) و کراساوور فوقالعاده محبوب توسان با این معماری جدید وارد خیابانها خواهند شد، تا رانندگان روزمره نیز بتوانند از همان راحتی و فناوری پیشرفته گوشیهای هوشمند بهرهمند شوند که خریداران خودروهای تجاری و گرانقیمت از آن استفاده میکنند.
اما آزمون واقعی این جریانات نرمافزاری در اروپا، اوایل همین ماه در «فستیوال سرعت گودوود» رقم خورد؛ جایی که هیوندای آیوونیک ۳ (IONIQ 3) جدید وارد جاده شد و نسخه جهانی معماری Pleos را به رخ کشید. آیوونیک ۳ یک هاچبک کامپکت و هوشمند است که بر روی پلتفرم اختصاصی خودروهای الکتریکی این گروه ساخته شده و ابعادی برابر با ۴,۱۵۵ میلیمتر طول، ۱,۸۰۰ میلیمتر عرض و ۱,۵۰۵ میلیمتر ارتفاع دارد. وزن خالص این خودرو ۱,۵۵۰ کیلوگرم است که وقتی آن را در برابر سایر کراساوورهای الکتریکی جمعوجورِ مدعیِ تسلط بر مراکز شهری اروپا قرار میدهید، به یک نمونه مطالعاتی جالب تبدیل میشود.

برای مقایسه بیشتر، فورد پوما Gen-E جدید با طول ۴,۲۱۴ میلیمتر، کمی کشیدهتر است و با عرض ۱,۸۰۵ میلیمتر و ارتفاع ۱,۵۷۵ میلیمتر، كمی جثهدارتر بوده و وزن آن در مدل پایه به ۱,۵۶۳ کیلوگرم میرسد. در جبهه فرانسویها، رنو 4 E-Tech با استایل رترو-شیک طول کوتاهتری دارد (۴,۱۴۰ میلیمتر)، اما بلندتر است (۱,۵۷۰ میلیمتر) و وزن خود را در بازه ۱,۴۱۰ تا ۱,۵۲۱ کیلوگرم کنترل کرده است.
این مانور نرمافزاری، یک راهحل کاملاً حسابشده برای مشکلات و صدمات گذشته است. هیوندای به خوبی دورانی را به یاد دارد که سیستمهای ناوبریاش کند و زمخت بودند و رانندگان بلافاصله با اتصال گوشی خود، آنها را دور میزدند. به دست گرفتن مالکیت مطلق نرمافزار از طریق شرکت 42dot به هیوندای (و کیا و سایر برندهای این خانواده بزرگ) اجازه میدهد تا تجربه داخل خودرو را از صفر تا صد تحت کنترل بگیرند. هدف آنها بسیار بزرگ است: ساخت یک زیستبوم دیجیتالی ۲۰ میلیون دستگاهی در سراسر جهان تا پایان این دهه. هیوندای میخواهد هویت خود را از یک خودروساز سنتی که فلز خم میکند، به یک مجموعه فناوری مدرنِ متمرکز بر ارتباطات دیجیتالی با مشترکین تغییر دهد.

این سناریو سال آینده جذابتر هم میشود، چرا که این فناوری به مدلهای کیا در آن سوی شرکت منتقل خواهد شد. کانالهای رسمی شرکت درباره اختصاص دقیق این سیستم به مدلها چراغخاموش حرکت میکنند، اما تا جایی که ما میدانیم، مدلهای پرچمدار اولین خودروهایی هستند که این ارتقای نرمافزاری را دریافت خواهند کرد. سدان فوقلوکس K9 و شاسیبلند قدرتمند و سه ردیفه EV9 در صدر فهرست کاندیداها قرار دارند. این کاملاً منطقی است — اگر قرار است از مشتریان بخواهید برای یک پرچمدار الکتریکی و خانوادگی هزینه سنگینی بپردازند، مجهز کردن آن به هوشمندترین و سریعترین مغز پردازشی صنعت، روش خوبی برای توجیه حضور آن در بازار است.
چشمانداز صنعت خودروسازی با سرعت بالایی در حال تغییر است؛ معیارهای قدیمی مانند اسب بخار، هندسه سیستم تعلیق چنداتصالی (Multi-link) و تلرانسهای وسواسیِ فاصله بین قطعات بدنه، اکنون صحنه را با بهروزرسانیهای آنلاین (OTA)، پردازش ابری و قابلیتهای اپلیکیشنی تقسیم کردهاند. آینده جذابیتهای خودرو دیگر با غرش مکانیکی یک موتور درونسوز تعریف نمیشود. اینکه خودروهای ما تا چه حد میتوانند نیازهای ما را در جادههای باز پیشبینی کنند، به بخش بسیار مهمی از مالکیت یک خودرو تبدیل شده است.
منبع: Arenaev
